الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

233

الغدير ( فارسي )

وضع و كار تو را به صلاح نيارد و دلت را آمادهء تبهكارى گرداند . اى پسر صخر ! اى پسر ملعون ! ( يا به عبارتى ديگر : اى پسر صخر ملعون ! ) ادعا كرده اى كه بردباريت به قدر كوهساران است ، و دانشت ميان شكداران مايهء تميز و حل و فصل است ، حال آنكه تو سبكسرى منافقى و دلگرفته و دلناپذير ، نابخرد ، و بزدلى رذل » ( 1 ) . 17 - در نامهء ديگرى به او مىنويسد : « نامه ات رسيد . ديدم مقصودى برتر از آنچه در خور تو است دارى ، و به دنبال چيزى غير از گمشدهء خويشى ، و كوركورانه مىلولى و در گمراهى سرگردانى ، و نه به دليل محكم چنگ انداخته اى و به سستترين گمانها آويخته اى . پناه بر خدا ! چقدر به سختى به تمايلات بدعت آميز چسبيده اى و به سر گشتگىيى كه تاكنون مورد پيروى قرار گرفته ، بعلاوه پايمال كردن حقائق و ترك اسناد و موازينى كه خدا به موجبش باز خواست خواهد كرد و براى بندگانش حجت بشمار مىآيد » . ( 2 ) 18 - وقتى معاويه حضرتش را دعوت كرد اختلافشان را در پرتو قرآن حل و فصل نمايند به او چنين نوشت . . . « تو به حكم قرآن دعوت كرده اى ، و من مىدانم تو نه اهل قرآنى و نه خواهان حكم و رأيش ، و از خدا بايستى كمك خواست » ( 3 ) . 19 - در نامه اى امام ( ع ) به او چنين مىنويسد : « . . . اكنون وقت آن رسيده كه از درك امور روشن استفاده برى و آنها را دريابى . تو در ادعاهاى باطلت ، همان شيوهء ديرينهء پيشينيانت را پيروى كرده اى و در ارتكاب فريبها و دروغورزىها از قماش اين كه خصالى را كه به آن دسترسى ندارى به خود بچسبانى و آنچه را از اختيار تو بيرون است ، در اختصاص خويش بدانى تا از قانون اسلام خود را خلاص كنى و حقائقى را كه از گوشت و خونت به تو نزديكتر و برايت محسوستر است ، انكار نمائى ، آن حقائق را كه با گوش هوش دريافته اى

--> ( 1 ) - شرح ابن الحديد 3 / 411 و 4 / 51 . ( 2 ) - نهج البلاغه 2 / 44 + شرح ابن ابى الحديد 4 / 57 . ( 3 ) - كتاب صفين 556 + نهج البلاغه 2 / 56 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 188 .